به سـوی او قـدمی برداریـم ...
آتشی نمىسوزاند ابراهیم را و دریایى غرق نمیکند موسى را، کودکی، مادرش او را به دست موجهاى نیل میسپارد تا برسد به خانهی فرعونِ تشنه به خونَش؛ دیگری را برادرانش به چاه مىاندازند، سر از خانهی عزیز مصر درمی آورد. مکر زلیخا زندانیش می کند. اما عاقبت بر تخت ملک مینشیند.
از این قِصَص قرآنى هنوز هم نیاموختی؟! که اگر همهی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد، نمیتوانند او که یگانه تکیه گاه من و توست !
پس
به "تدبیرش" اعتماد کن، به "حکمتش" دل بسپار، به او "توکل" کن
و به سمت او قدمی بردار تا كه قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت 16:58 توسط منوچهر دانای
|
وبلاگ برای همه ایران و ایرانیان مطالبی آموزنده، حکایت، داستان های کوتاه، خواندنی و شنیدنی طنز، سایتهای مفید و هر آنچه که در این زمینه باشد توسط منوچهر دانای گردآوری و تهیه شده است. دوست دارم به آرشيو موضوعي هم نگاهي كنيد مطالبي خوبي را جمع آوري كردم.