فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

 

بی تردید شما فرزندان خود را دوست دارید. آیا آنها هم می دانند که دوستشان دارید؟ بیشتر مردم فکر می کنند که عشق پدر و مادر  به فرزند امری ساده، روشن و واضح است. شما هر روز عشقتان را به هزاران شیوه به فرزندتان نشان می دهید. ولی گاهی کودک منظورتان را درک نمی کند، درست مانند این که به زبان دیگری سخن می گویید. حداقل سه زبان برای ابراز عشق وجود دارد: نشان دادن عشق، گفتن (بیان کردن) ، و نوازش کردن . در ادامه نکات سودمندی جهت درخشش عشق در زندگی فرزندانتان با توجه به سن آنها ارائه می گردد.

تا دو سالگی، عشق کودکانه

دکتر اسمیت، روان شناس، توضیح می دهد که ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.

کودکان نوپا ممکن است همیشه درک نکنند که چه می گویید، ولی والدین می توانند با صدای آرام و مهربان با کودکان گفتگوی مثبت داشته باشند. اغلب لحن صدای شما منظورتان را از کلماتتان بیان می کند.

ارتباط چهره به چهره نیز مهم است. گاهی والدین نمی دانند که کودکان چه درکی از چهره آنها دارند. به آینه نگاه کنید. ظاهر معمولی شما چگونه است؟ آیا خوشحال به نظر می رسید یا عصبانی و یا ناراحت؟ بچه ها را در آغوش بگیرید، ببوسید، نوازش کنید، لبخند بزنید و با آنها بخندید.

گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند.

سه تا پنج سالگی ، به قلب خود رجوع کنید

روان شناسان کودک و خانواده معتقدند که پدر و مادر باید بیاموزند که چگونه پیام های عشق و علاقه خود را به کودکان برسانند. کودکی که دوست دارد مورد علاقه شما باشد، ممکن است بخواهد ظرف هایش را بشویید، برایش هدیه بخرید، اوقاتی را با او سپری کنید، برایش بستنی بخرید ، یا دوچرخه اش را تعمیر کنید. کودک در این سن دلش می خواهد جملاتی مانند : دوستت دارم، تو برایم مهم هستی، دوست دارم با تو باشم و ... را از پدر و مادر بشنود. می خواهد والدینش او را در آغوش بگیرند، دستهایش را بگیرند و او را نوازش کنند.

وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.

شش تا هشت سالگی، به نام عشق

پروفسوراندی بیل، مشاور و استاد دانشگاه، در مورد گفت و گو و صحبت با فرزندان می گوید: همه ما حس می کنیم که وجود علاقه ضروری است و گاهی فکر می کنیم که عشق را می توان با زمان معنی کرد. توجه به این نکته مهم است که ما وقت داریم، ولی باید نحوه اختصاص و برنامه ریزی وقت خود را انتخاب کنیم. بنابراین والدین می پرسند که فرزندم چقدر زمان می ارزد؟

خوشا به حال والدینی که در دوران کودکی فرزندانشان اوقاتی را به آنها اختصاص می دهند، زیرا کودک باید در چند سال آینده با بسیاری از مشکلات نوجوانی  مقابله کند.

چگونه تشخیص می دهید که چه پیام هایی را بفرستید؟ یک روش مهم ، توجه به نوع ابراز علاقه کودک به شما و دیگران است. آیا او می گوید، «دوستت دارم»؟ یا کارهایی انجام می دهد که توجه شما را جلب کند؟ و یا برایتان یادادشت می نویسد؟ روش های زیادی برای ابراز علاقه وجود دارد. به روش ابراز علاقه فرزندتان توجه کنید. او را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او به دوچرخه سواری بروید و به لطیفه هایش بخندید.

نه تا دوازده سالگی، دوستت دارم

دکتر اسمیت توضیح می دهد: به تدریج که کودک شما بزرگ می شود، ابراز علاقه به صورت گفتاری و رفتاری در می آید. کلمات و رفتار مثبت شما نشان می دهد که به او احترام می گذارید و متوجه این نکته هستید که او بزرگ شده است.

بیشتر ما زندگی پر مشغله ای داریم. بنابراین در حالی که به حرف های فرزندتان گوش می دهید، غذا بپزید، به اطوشویی بروید و کارهای معمول روزانه را انجام دهید. پروفسور اندی بیل تأکید می کند که : نه تنها باید به حرف های او «گوش کنید»، بلکه باید «توجه» نیز داشته باشید. نحوه گوش دادن به صحبت های فرزندتان، توجهتان را به او کامل می کند. خود شما گفت و گو را شروع کنید و نه تنها واقعاً گوش دهید بلکه احساس کنید.

همانطور که بچه ها بزرگتر می شوند، این مراحل را پشت سر می گذارند و کمتر به ابراز علاقه به صورت در آغوش گرفتن و بوسیدن، تمایل نشان می دهند. ولی همچنان به یادآوری علاقه شما نیاز دارند، تنها نوع ابراز علاقه تغییر می کند.

با رشد خانواده و کودک ، بچه ها مایلند بدانند که آنها را دوست دارید و برایتان ارزشمند هستند. اگر زبانشان را بدانیم می توانیم پیام های عشق را به آنها برسانیم. به طور مرتب به آنها ابراز علاقه کنید، اوقاتی را جهت گذراندن با آنها در نظر بگیرید و عصبانی نشوید تا ارتباط تان قطع نشود.

با هم غذا بخورید، کتاب بخوانید و علاقه خود را به آنها نشان دهید. همیشه در هر سنی به او بگویید: دوستت دارم.

گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، به ویژه اگر بدون حضور برادر یا خواهرش باشد ، اعتماد به نفس  و حس استقلال کودک را تقویت می کند، زیرا در مدت حتی 10 یا 15 دقیقه، توجه ویژه شما به او فرصت صحبت کردن، مرکز توجه بودن و همچنین توجه شما به حرفهایش را فراهم می کند.

چند روش برای نشان دادن علاقه

1 - احساسات خود را بیان کنید.

وقتی فرزند خود را به مدرسه می فرستید، به او بگویید دوستش دارید. وقتی مشغول انجام تکالیفش است، باز هم علاقه خود را بیان کنید. حتی نوجوانان سرکش نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمی کنند.

2 - در حال نوازش با او گفتگو کنید.

این روش ابراز غیرکلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با کودکان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک ، ابراز علاقه به این روش سخت تر می شود. ولی کودکان مدرسه ای نیز هنوز گاهی به نوازش نیاز دارند و از در آغوش گرفتن استقبال می کنند. حتی نوجوانان که اغلب در آغوش گرفتن را رد می کنند، معمولاً خاراندن پشتشان توسط والدین را دوست دارند.

3 - در مورد فرزندتان با دیگران صحبت کنید طوری که خودش نیز بشنود.

اگر کسی از پسر یا دختر شما تعریف کرد، به فرزند خود بگویید. کمی تعریف و بالیدن به آنها اشکالی ندارد و اعتماد به نفس  را در آنها ایجاد می کند.

4 - به او توجه کنید.

وقتی با عروسک  ، بازی می کند، بایستید و او را تماشا کنید؛ وقتی فرزند دیگرتان در حال پیانو زدن است، بنشینید و گوش دهید. این روش بسیار دقیقی برای گفتن «دوستت دارم» با چشم و گوش است.

5 - به او کمک کنید.

وقتی که با عجله می خواهد به سرویس مدرسه برسد اگر در مورد غذا، لباس  یا کیفش مشکلی دارد، به او کمک کنید. اگر می خواهد قلعه یا خانه بسازد و برای جمع آوری قطعات و نقشه آن با مشکل مواجه شده ، به وی کمک کنید و بی توجه نگذارید.

6 - به سرگرمی  ها و علائق او توجه کنید.

به مدرسه اش سر بزنید. اگر مسابقه ای دارد، حتماً به تماشا بروید. علائق فرزندتان مهم است؛ اگر به آنها توجه کنید، عشق و علاقه خود را ثابت کرده اید.

 ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.

7 - عشق و علاقه خود را همزمان با محدودیت ها ابراز کنید.

وظیفه شما ایجاد محدودیت منطقی برای رفتارهای فرزندتان است. والدین دمدمی نشان می دهند که برای توجه به فرزندان خود انرژی کافی ندارند. گفتن «نه» و تغییر ندادن آن در مواردی، قوی ترین نوع بیان عشق است.

8 - به آنچه باید انجام دهد توجه کنید (کارهای درست را تشویق کنید)

. با توجه و تشویق رفتاری های مثبت، به روش دیگری به او می گویید دوستت دارم. مثلاً بگویید: در جمع کردن سفره کمک کردی، از تو ممنونم. یا «کار خیلی خوبی کردی که برای کلوچه ها از دوستت تشکر کردی».

9 - موضوعاتی برای گفتگو پیدا کنید (سر صحبت را باز کنید)

. روش کامل کردن چرخه گفتگو را یاد بگیرید. مثلاً وقتی می گوید: «دوستم می خواهد به شهر دیگری برود.» نگویید: «نگران نباش، دوست دیگری پیدا می کنی.» پاسخ دهید: «کی می رود؟» منظور شما از این سؤال این است که «شنیدم چه گفتی و به آن علاقه مند شدم و مایلم بیشتر بدانم». این جمله توجه، علاقه و عشق شما را ثابت می کند.

10 - تشویق کنید.

به گام ها و مراحل پیشرفت او توجه کنید. اگر مطالعه می کند، بسکتبال بازی می کند یا در حال پرورش و رشد دانه ای است، او را تشویق  کنید و اگر ناامیدی و شکست را تجربه کرد، برای پاک کردن اشکهایش پیش او باشید.

در انتها 24 روش نشان دادن علاقه به فرزندان را به صورت خلاصه یادآوری می کنیم:

1 - به حرف های آنها گوش کنید، واقعاً گوش کنید.

2 - برای درک آنها و احساساتشان وقت صرف کنید.

3 - کودکان کامل نیستند، همان طور که ما پدر و مادرها کامل نیستیم. آنها را آن گونه که هستند، بپذیرید.

4 - اوقاتی را با آنها سپری کنید.

5 - به جای گفتن سخنان منفی، با آنها گفتگوی مثبت داشته باشید.

6 - به آنها افتخار کنید و بگویید که از داشتن آنها خوشحال هستید.

7 - با دوستانشان مهربان باشید.

8 - درباره مسائل خود با آنها صحبت کنید که بدانند به آنها اهمیت می دهید.

9 - آنها را با هم مقایسه نکنید.

10 - به مدرسه آنها سر بزنید و در مراسم مدرسه شرکت کنید.

11 - به چیزهایی که که مورد علاقه آنهاست احترام بگذارید.

12 - در مورد مسائل مختلف نظر آنها را بپرسید.

وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.

13 - با آنها بخندید.

14 - کارهایی پیدا کنید که می توانید با هم انجام دهید.

15 - به کارها و تکالیف مدرسه شان علاقه نشان دهید.

16 - بدانید که به چه چیزهایی علاقه دارند و برای رسیدگی به این مسائل وقت صرف کنید.

17 - غذا را با هم بخورید و آنها را در خانه به حساب بیاورید.

18 - به آنها بگویید که برای شما استثنایی و فوق العاده هستند.

19 - برای توضیح مسائل و پاسخ به سؤالاتشان وقت بگذارید.

20 - به آنها بیاموزید که در شرایط گوناگون چگونه رفتار کنند.

21 - از خودتان به خاطر آنها، مراقبت کنید.

22 - به آنها بگویید از این که پدر و مادرشان هستید، خوشحالید.

23 - وقتی آنها را می بینید، لبخند بزنید.

24 - هر روز به آنها بگویید که دوستشان دارید.

منبع روزنامه همشهری

پرسشهای کودکان را جدی بگیریم

انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد.

کانون خانواده، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد رشد می کند و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.

در محیط های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده  در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگو دهی به شخصیت کودک افزوده می شود. 

بنابراین برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت.

انسان موجود ظریف و پیچیده ای است.تربیت او کار ساده ای نیست در یک قطعه چوب و سنگ به آسانی می توان تغییر و تحولی بوجود آورد،زیرا جا مدات از خود اراده ای نداشته مقاومتی نمی نمایند، ولی انسان چون دارای شخصیت و اراده است در برابر هر دگرگونی ایستادگی می نماید بعبارت دیگر هما نند چوب و سنگ نیست که خود را در بست در اختیار دیگران بگذارد.از این گذشته،انسان احتیا جات گونا گونی دارد، مربیان می بایستی تمام نیاز مندیهای جسمی و عا طفی و فکری کودکان را در نظر بگیرند تا روش های تر بییتی، سود مند واقع گردد، والا سهل انگاری در یکی از خواسته های مشروع آنان نتیجه تر بیتی را ،خنثی خوا هد ساخت.
چرا کودکان می پرسند ؟ سوال آنها برای چیست؟
از آغاز کودکی حس کنجکاوی شدیدی کودکان را تحریک میکند که از هر چیزی سر در بیاورند ،آنان پیش از آن که به حرف زدن آشنا گشته و راه رفتن را بیا موزند ، با لمس کردن اشیاء و خراب کردن آنها می خواهند از آنها اطلاع پیدا کنند ،وآنها را بشنا سند .کودکان وقتی به سن سه و چهار سالگی می رسند به جای لمس کردن و خراب نمودن ،این اطلاع و آشنایی را به وسیله ی پرسشهای گوناگون انجام می دهند ،لذا در این دوره کلمات (چرا و چطور) زیاد از زبان آنها شنیده می شود. این پرسشها از مو ضوعات بسیار ساده و کم اهمیت شروع شده ، بتدریج به سئوالات پیچیده منتهی می گردد،مثلاً بسیاری از کودکان می پرسند ستاره چیست ؟خدا کجا است ؟ چرا خداوند دیده نمی شود ؟... عطش شناسایی و درک نه تنها در طبقه ی کودکان وجود داردبلکه این تجسس فکری از مختصات انسان بوده در هر دوره و زمانی انسان ها می کوشند از هر چیزی سر در آورده ، مجهولات خود را کاهش دهند و به دانستنی های واقعی خود بیفزایند ، بسیاری از تمایلات انسان دوره ای و فصلی است ،یعنی در موقعی شروع و در زمانی پایان می یابد ، مثلاً بازی کودکان آغاز و انجامی دارد ولی حس کنجکاوی و درک انسان پایانی ندارد ، وتازه هر چه علم و دانش بشری فراوان تر می گردد ، ابهام و سئوال انسان ها نیز تو سعه بیشتری می یابد .  غذای فکری کودکان
همانطور که کودکان از نظر جسمی نیازمند مواد غذائی می باشند،از لحاظ روحی نیز به غذای فکری احتیاج دارند و این نیاز مندی به وسیله ی پرسشهای کودکانه آنان ابزار می گردد.بنا برین سوالات آنان را نمی توان بی اهمییت تلقی کرد،چه این پرسشها از یک نیاز طبیعی سر چشمه گرفته زمینه آشنایی آنان را با محیط زندگی و جهان فراهم میسازد.دانشمندان معتقدند که کنجکاوی کودکان بی هدف نمی باشد،بلکه براساس امکا نات طبیعی،حس کنجکاوی زمینه، شناسی آنا نرا فراهم می سازد. روی این اصل ، یکی از اساسی ترین پایه های تر بیت، بر محورپاسخ های صحیح کودکان قرار داده شده است . پدران ومادران با بررسی این سئوالات به روحیات آنها پی برده ،بهتر خواهند توانست فرزندان خویش را پرورش دهند . 
شخصیت کودک در گذشته
شخصیت فکری کودکان درگذشته کمتر موردتوجه بزرگترها قرار می گرفت ،زیرا نوعاً عقیده بر این بود که آنان از نظر فکری ناتوان ونارسا هستند ، لذا سئوالات اطفال را بچگانه تلقی کرده سر سری می گرفتند . برخی از پدران بجای جواب مساعد میگفتند : بعدها که بزرگ شدی خواهی فهمید ، عده دیگر که بر اثر اصرار کودکان مجبور بودند جوابی بدهند ،پاسخ هایی می دادند که برای کودکان قابل درک وفهم نبود ،زیرا با میزان فهم ودرک کودکان انطباق نداشت ،ودر مواردی هم بجای اینکه مشکل را حل نماید بر ابهام و اشکال آنان می افزودند .  تعلیم وتربیت نوین
دانشمندان تربیت ،امروزه کودک را یک انسان تلقی می کنند ، و برای دوران کودکی اهمیتی فراوان قائل می باشند و معتقدند که شخصیت آینده کودکان ارتباط مستقیمی با نحوه تعلیم وتربیت دوره کودکی وکیفیت ارتباط پدران ومادران باآنها ، و محیط تربیتی شان دارد . به سئوالا ت کودکان اهمیت فراوان می دهند و سرسری گرفتن و یا پاسخ های غیر صحیح دادن را ، عامل رکود و جمود فکری کودکان قلمداد می نمایند .
زبان کودکی :
کودک ازآغاز تولدغذای مخصوصی دارد،بتدریج که جسمش رشد میکند غذایش نیز از نظر کم و کیف تغییر می کند ،روی این اصل پاسخ سوالات کودکان نیز می بایستی با ظرفیت فکری آنان مناسبتی داشته باشد.وبعبارت دیکر پدران و مادران در موقعی که می خواهند به سوالات آنان جواب دهند توجه داشته باشند که کودکان در چه شرایطی قرار دارند و زبان آنان چگونه است به جای آنکه با زبان متعارف و معمولی با آنهاسخن بگویید ،بکو شند به همان زبان کودکی با آنان صحبت نمایند تا برایشان قابل درک باشد.
دانشمندان معتقدند ،کودک در سن مخصوصی با استدلال و منطق آشنا میگردد،بنابراین ،پیش از آنکه کودکان به این سن برسند بایدد رحدودفهم و بینش آنان با آنهابحث و گفتگو کرد .بعدها که کودک رشد بیشتری پیدا کرد می تواند با دلیل و منطق ،مشکلات را برای آنها توجیه نمود .
زیانهای جبران ناپذیر :
اولین زیان جواب ندادن ،تحریک حس کنجکاوی کودکان خواهد بود ،و ممکن است پاسخ سوالات خود را از راه دیگری بدست آورند که به ضررو زیان آنان تمام شود ،ازاین گذشته کودکی که به سوال او بی توجهی شود ،حس اعتماد ش لطمه دیده دچار حساسیت می شود و از پرسش کردن در مراحل بعدی نیز خودداری خواهد کرد و به همین میزان از پرورش فکری باز خواهد ماند .
برعکس کودکی که به سوالاتش اهمیت داده شده وبازبانی کودکانه جوابهائی برایش تهیه شود به فکر خود اعتماد پیدا کرده ،به شخصیت فکری خودمومن و معتقدخواهد شد ،ودر دوران جوانی نیز از پرسشهاو اظهار نظرهادچار شرمندگی کاذب نشده ،مشکلاتش را حل خواهد کرد . 
پرسشهای کودکان رمزی است :
سوالاتی که کودکان می نمایند دارای دو جنبه متمایز می باشداول آنکه مجهولی دارند و می خواهند ازآن اطلاع بیابند،دوم اینکه این سوال با زندگی کودکانه آنان ارتباط دارد ،و به عبارت دیگر ،اوضاع و احوال کودکی است که آنان را به سوال کردن وادارمی سازد ،چه کودک ،جریانی را می بیندویا می شنود و یا کاری را انجام می دهد سپس سوال میکند ،بنابراین پاسخ دهندگان باید توجه داشته باشند که پیدایش این سوالات ،ارتباط مستقیمی با رفتار و زندگی کودکان با دیگران دارد.
یکی از دانشمندان می گوید :پیش از هر چیز باید توجه داشت که کودک کمتر صاف و طبیعی صحبت می کند ،اغلب بصورت رمز حرف میزند پس نباید سوالاتش را ظاهری تلقی کرد،بلکه با زندگی اوو رفتارش ارتباط مستقیم دارد و پاسخهای سرنوشت او را تعیین می نماید . بنابراین بکوشیم به سوالات آنان اهمیت داده با مهر و محبت و زبان کودکی با آنان سخن گفته ،پرسش هایشان راباپاسخ های صحیح پاسخ بدهیم .

بیشتر این مطالب از روزنامه تفاهم برداشت شده است با گردآوری میرحسن دیو یند

هیچ کودکی کابوس نداشت

كاش خواب هيچ كودكي كابوس نداشت !

شاید كودك شما هم یكی از ۱۰ كودكی باشد كه كابوس شبانه را تجربه می‌كند، اگر این طور است پس سعی كنید با در نظر گرفتن بهترین راه‌ها هم كودكتان را از این كابوس نجات دهید و هم دغدغه خودتان را از بین ببرید. متخصصان معتقدند كه دیدن كابوس‌ها در سنین كودكی و هنگام شب معمولا طبیعی است و جای نگرانی نیست فقط در مواردی والدین باید توجه بیشتری به كابوس‌ها داشته باشند.
یكی از این موارد وقتی است كه كابوس‌های شبانه كودك توام با كارهایی باشد كه می‌تواند به كودك صدمه بزند، مانند اینكه راه برود و ممكن باشد از جایی مانند پله بیفتد كه در این صورت صبح روز بعد چیزی به یاد نمی‌آورد و نیازی هم به تكرار و مرور نیست، فقط والدین باید در هنگام خواب اشیاء و وسایل خطرناك و یا نوك تیز را از اتاقش دور كنند.
مورد دیگر وقتی است كه كودك در خواب یك كابوس مشخص را كه صبح روز بعد هم به خاطر دارد و تعریف می‌كند بارها و بارها به همان شكل ببیند.
اما اگر كودك كابوس‌های متفاوت و پراكنده می‌بیند، جای نگرانی نیست فقط از كودك بخواهید كابوسش را برایتان تعریف كند و یا در مورد آن نقاشی بكشد تا بتوانید با شناخت ترس‌هایش به او كمك كنید.
 
علل و موجبات اصلي كابوسها

ممكن است بر اثر رويدادها و مسائل ترسناكي باشد كه كودك در طي روز در تلويزيون مي بيند يا در داستانها و كتابها مي خواند و يا اطرافيان تعريف مي كنند و يا اصولا مسئله اي باشد كه كودك خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشكلات احساسي و در بچه هاي بزرگتر مشكلات در مدرسه و شايد سختي تكاليف درسي و غيره همچنين كابوسهاي كودك مي تواند تاثيراتي از اعمال روزانه باشد، يك روز فشرده و سخت مي تواند باعث كابوس هنگام خواب شود . البته خوابهاي وحشتناك مي تواند از تخيل كودك هم شكل بگيرد بدون اينكه معناي خاصي داشته باشد .
در بچه هاي كوچك اين خوابها قسمتي از رشد آنهاست و وقتي از خواب مي پرند بلافاصله به خواب مي روند و در فردا آن روز چيزي به ياد نمي آورند.

هر كابوسي به اين معني نيست كه مسئله اي وجود دارد .
در كودكان تب، مريضي، زياد يا دير خوردن غذا مي تواند نقش مهمي در كابوس داشته باشد.
 
نحوه بر خورد والدين هنگام ديدن خوابهاي وحشتناك در كودكان

هنگامي كه كودكي در دل شب فرياد كشيد، بي آنكه از خواب بيدار شود ، بايد او را نوازش كرد و آرام در گوشش لالايي نجوا كرد و در اين هنگام نبايد كودك را حتي الامكان از خواب بيدار كرد. اما زماني كه كودكتان از صداي فرياد خودش بيدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسيده است او را در آغوش بگيريد و يك ليوان آب به او بدهيد و او را نوازش كنيد و با صداي آهسته برايش تعريف كنيد كه اين فقط يك خواب بود و گذشت ، آنچه كه ديدي همه در خواب بود.

حتي اگر كودك معني واژه رويا (خواب) را هنوز ياد نگرفته باشد ، طنين آرام بخش صدايتان او را تسكين خواهد داد و به او خواهد فهماند كه آنچه كه ديده واقعيت نداشته است ، و اگر كودك باز هم بي قراري كرد ميتوان چراغ را روشن كرد و گفت بيا به دنبال آن چيزي كه مي ترسي بگرديم و يا به او بگوييم چراغ را برايت روشن مي گذارم.

البته امكان دارد كه در بعضي موارد ، صحنه هايي از آن كابوس وحشتناك در ذهنش دوباره تكرار شود و از ترس اينكه دوباره آن منظره هاي وحشتناك را ببيند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد ، توصيه اي كه در اين زمان وجود دارد اين است كه موضوع خوابي را كه كودك عنوان مي كند را به شكل ديگري به پايان برسانيم به اين شكل كه مثلا اگر خواب اژدها را ديد به او بگوييم كه در انتها تو شمشيري داشتي و اژدها را كشتي.

سعي كنيد وقتي كودك خواب ترسناك مي بيند و به طرف تخت شما مي آيد او را به تخت خودش باز گردانيد چون بعدا خيلي مشكل است كه شب هاي بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعي كنيد پيش كودك تا به خواب رفتن وي بمانيد و بعد اتاق او را ترك كنيد.

هنگامي كه احساس مي كنيد ديدن كابوس در كودكتان به علت اين است كه ذهنش مشغول مسئله اي است بايد دقت كنيد كه چه چيزي در زندگي كودك تغيير يافته است.
البته بايد از خود كودك كمك گرفت و يك سئوال باز و دقيق پرسيد مثلا ديشب چه خوابي ديده بودي؟ يا دقيقا از چه چيزي مي ترسي؟ و بگذاريم خودش تعريف كند و سعي كنيم بين صحبتهايش حرف نزنيم با دقت گوش كنيم زيرا كودك با اين عمل ما احساس خواهد كرد كه وي را درك مي كنيم.

البته در كودكاني كه كوچكتر هستند نبايد انتظار داشته باشيم كه خوابشان را واضح بتوانند بيان كنند زيرا كودكان در سنين پائين نمي توانند دقيقا خوابي را كه ديده اند به روشني براي ديگران تعريف كنند و فقط ممكن است يك لغت بگويند مثل: زن بد جنس يا سگ بزرگ.
در اين صورت بايد به آنها گفت كه در واقعيت و در اتاق او چيزي وجود ندارد و مي توان به همراه كودك همه جاي خانه را جستجو كرد.
 
پيشگيري براي كابوس در كودكان

شبها سعي كنيد هميشه يك چراغ خواب در اتاق كودك روشن باشد و در تاريكي قبل از اينكه كودك به خواب رود به وسايل در اتاق كودك نگاه كنيد كه بد نمانده باشد مثلا سايه يك صندلي ممكن است براي كودك ايجاد ترس كند. و يا مي توان يك عروسك به كودك داد و يا در اتاق او آويزان كرد و به او بگوييد كه اين عروسك جلوي خوابهاي بد را مي گيرد.
سعي كنيم كودكان قبل از به خواب رفتن فيلمهاي خشن و ترسناك نبينند و يا بازيهاي خشن و هيجان انگيز انجام ندهند ، سعي كنيد قبل از به خواب رفتن كودك برايش قصه بخوانيد(البته نه قصه هاي هيجان انگيز) و يا يك مسئله كه براي كودك جالب است برايش تعريف كنيد و به او بگوييد :اميدوارم امشب در موردش خواب ببيني.
و در نهايت شما مي توانيد يك موقعيت روحي خوب و آرامش قبل از خواب را ، براي كودكتان ايجاد كنيد.
تألیف : م. پورفخریان