تمام مردم دنيا به يك زبان سكوت مي كنند.

جهنم واقعي وجدان معذب است.

خدا اشك را آفريد تا آتش درون را خاموش كند.

سكوت عاشق شنيدن است.

عاشق بادي هستم كه مسيرش را به پرنده تحميل نمي كند.

زنبور عسلي كه شيره گل قالي را بمكد دست خالي به كندو بر ميگردد.

واژه ي سلام متواضع ترين واژهاست.

باغبان به خاطر درختي كه در بهار سبز نشد بازو بند سياه بسته بود.

دوري مردم صندوق هاي پست را به هم نزديك مي كند.

دشمني كه كلام شيرين بر لب دارد شمشيرش تيز تر است.

خالي ترين ظرف ها بلند ترين صداها را دارد.

قلبم به احترام مهرباني كلاهش را بلند كرد.