آيا تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه چرا يلدا بلندترين شب سال است؟
مي‌دانيم كه زمين هر سال يكبار در خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت به دور خورشيد مي‌گردد و مسير حركت آن يك بيضي است كه خورشيد در يكي از كانون‌هاي اين بيضي قرار دارد. بنابراين فاصله زمين تا خورشيد در طي مدت سال ثابت نيست. در بعضي مواقع بيشترين فاصله، يعني در اوج و گاهي در كمترين فاصله و در حضيض قرار دارد.
تصور عامه بر اين است كه پيدايش فصل‌ها ناشي از اين فاصله متغير است. به طوري كه در زمستان خورشيد در دورترين فاصله و در تابستان در نزديكترين فاصله از زمين قرار دارد. اما جالب است بدانيد كه اين تصوير ذهني نادرست كاملاً برعكس است. يعني هنگامي كه زمين به خورشيد در كمترين فاصله قرار دارد ما ساكنان زمين در سرماي زمستان و هنگامي كه اين دو به بيشترين فاصله از يكديگر مي‌رسند تابستان را مي‌گذرانيم. بنابراين پيدايش فصول نمي‌تواند ناشي از فاصله متغير اين دو جرم آسماني باشد.
پس به راستي علت چيست؟
همانطور كه مي‌دانيد زمين در همان حال كه به دور خورشيد مي‌گردد بارها و بارها يعني تقريباً در هر 24 ساعت يكبار به دور خود نيز مي‌چرخد. اما محور چرخش زمين بر صفحه دايره البروج كه همان مسير حركت زمين به دور خورشيد است عمود نيست و زاويه‌اي برابر 45/23 درجه مي‌سازد. همين تمايل محور زمين باعث مي‌گردد كه در زمستان شعاع نور خورشيد خيلي مايل و در تابستان تقريباً به صورت عمودي باشد. بنابراين گرماي تابستان و نيز سرماي زمستان در نيمكره شمالي هيچ ارتباطي به دوري يا نزديكي خورشيد به زمين نداشته زيرا همزمان كه نيمكره شمالي در فصل تابستان بوده در همان هنگام در نيمكره جنوبي زمستان و بالعكس است. در شش ماه از سال قطب شمال به طرف خورشيد و شش ماه ديگر قطب جنوب به طرف خورشيد و در اول فروردين و مهر قطب شمال و جنوب همزمان به طرف خورشيد قرار مي‌گيرند.
اگر محور زمين كج نبود و بر صفحه مدار گردش انتقالي خود (دايره البروج) عمود بود هميشه در همه جاي كره زمين 12 ساعت روز و 12 ساعت شب وجود داشت. همچنين اگر محور چرخش زمين همواره به طرف خورشيد بود نيز همواره در نيمي از كره زمين روز و نيمي ديگر همواره شب بود. اما محور چرخش زمين بين اين دو حالت قرار دارد و همان طور كه گفته شد زاويه 45/23 درجه مي‌سازد، لذا تعداد ساعات روز بين صفر تا 24 ساعت در تغيير است.
وضعيت كره آسمان
اگر كره آسمان را توسط خط فرضي به نام استواي سماوي به دو نيمكره شمالي و جنوبي تقسيم كنيم اين خط فرضي با دايره البروج زاويه‌اي مي‌سازد كه در دو نقطه از سال يكديگر را قطع كرده و در دو نقطه ديگر به بيشترين كشيدگي از يكديگر خواهند رسيد.
در ابتداي فروردين و ابتداي مهر ماه، كه نقاط تقاطع اين دو خط فرضي مي‌باشند ميزان تابش نور خورشيد به دو نيمكره يكسان و تعداد ساعات شب و روز مساوي است.
از اول فروردين ماه (اعتدال بهاري) ميل خورشيد به تدريج افزايش پيدا كرده و در پايان خردادماه به 45/23 درجه مي‌رسد در تمام طول اين سه ماه ميل خورشيد شمالي است بنابراين بيشترين مدت تابش نور خورشيد را در اول تيرماه در نيمكره شمالي خواهيم داشت. يعني بلندترين روز سال. (انقلاب تابستاني)
از اول تيرماه ميل خورشيد به تدريج كاهش پيدا نموده و در اول مهرماه به صفر درجه مي‌رسد. (اعتدال پاييزي)
از اول مهرماه ميل خورشيد باز هم به تدريج افزايش و در پايان آذرماه به 45/23 درجه مي‌رسد. در تمام طول اين سه ماه ميل خورشيد جنوبي است. بنابراين در اين زمان كمترين مدت تابش نور خورشيد را در نيمكره شمالي زمين خواهيم داشت كه اين سبب ايجاد بلندترين شب سال در ابتداي دي‌ماه مي‌گردد. (انقلاب زمستاني)
بياييد براي لحظه‌اي اين نظم دقيق عالم هستي را در ذهن خود به هم بريزيم. ديگر نه اثري از شب خواهد بود و نه روز، نه هيچ گاه به انتظار شكوفه‌هاي بهاري مي‌نشستيم و نه خزان برگ‌هاي پاييزي. نه سپيدي برف‌هاي زمستان چشمانمان را خيره مي‌كرد و نه درخشش پرتوهاي آفتاب داغ تابستان. شايد هم فقط يكي بود شب مطلق، سردي مطلق و يا تنها روز و روشنايي. اينجاست كه شايد تنها كلامي كه به ذهنمان مي‌رسد اين آيه قرآن باشد كه مي‌فرمايد:
و هوالذي خلق اليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون

منبع: همدان پیام
باقر پورامامي